خرید بک لینک

از دست دادن چیزهای ساده توی زندگی ، ساده نیست!فهمیدم تموم تلاشم برای فراموش کردن و فراموش شدن بی نتیجه بود وقتی دیدنِ تی شرت یقه سه سانت تن اون مرد که گوشه ی میدون بهاران کنار وانتش داشت هندونه میفروخت هنوز میتونه اشکم رو دربیاره.

+ در من توان دوست داشتن هیچ موجودی، وجود ندارد ذاتن!

کتابت شد در مورخه ۱۴۰۲/۰۳/۲۳ساعت 0:17علیمردان خان| |

برچسب: نویسنده: رویا صادقی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:43

یه نقطه ای از زندگی هست که وقتی بهش برسی تو اوج خواستن میتونی دل بکَنی... دیگه تاب و توان یه سری بازیا رو نداری. شارژ گوشیم ۱۲ درصد شده و من لش کردم ورودی هال و توان اینو ندارم خودم رو به پریز برق برسونم. توان اینو ندارم ظرفای ناهار دیروز رو از روی میز جمع کنم.توان اینو ندارم برم به باغچه آب بدم در خونه رو قفل کنم و چراغارو خاموش کنم. مسی رفته. و من برعکس اینکه خیال میکردم تنهایی حالم بهتر میشه در واقعیت توان اینو ندارم حتا کمی این حجم گه و دل و روده و چربی رو جا به جا کنم!+ کره ی زمین خیلی بزرگه، انقدر به من نچسب/. کتابت شد در مورخه ۱۴۰۲/۰۴/۰۶ساعت 23:52علیمردان خان| |

برچسب: نویسنده: رویا صادقی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:43

انقدر از آدما بترسی که جهنم خوزستان رو به بهشت جنگلای شمال ترجیح بدی! همیشه توی زندگیم دست به کارهایی زدم که جز پشیمونی و رنج دست آوردی برام نداشته.عمدا خودم رو توی شرایط بد قرار میدم تا به فنا برم ولی این جون سختی لعنتی نمیدونم از کی بهم ارث رسیده! میگم ارث چون خودم تلاش نکردم برای یادگرفتنش... من خودخواسته دنبال رنج و درد و زخمم و بدون اینکه بخوام تمومش رو دووم میارم... حتا با رد زخمای زشت و توی چشم، کنار میام. دوست دارم لخت شم جلوی هرکس که بهم نزدیک میشه تا واقعیت زشت این هیولا رو ببینه و ازم فرار کنه. ترسیدن آدما از من و شکل دور شدنشون بهم قدرت میده ترسم رو از نزدیک شدنشون و احساس بی دفاعی که در برابرشون دارم پنهون کنم!+ تموم روز منظره: دود سیگار که میره سمت سقف کتابت شد در مورخه ۱۴۰۲/۰۵/۰۸ساعت 10:47علیمردان خان| |

برچسب: نویسنده: رویا صادقی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:43

صفحه بندی